كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

80

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

است كه بتوان اين نوع مراسم را توجيه و تفهيم نمود ، اگرچه خود پروتستان‌ها داراى مراسم خاصى هستند كه بيش از اين خرافى و مشكوك به نظر مىرسد . اگرچه زيارتگاه‌هاى ديگرى هم وجود داشتند ، ولى كعبه مهم‌ترين آنها به شمار مىرفت ، زيرا طواف و اقامت در عرفات از مراسم اصولى اعراب كل شبه‌جزيره به شمار مىرفت . به علاوه ، محدوده حرام عربستان ، كه منطقه معينى از آن بود و كسى در آن مجاز به اعمال غيرمذهبى نبود ، پناهگاهى براى كليه موجودات زنده به شمار مىرفت . از معابد ديگر ، آثارى برجا نمانده است ، ولى مىدانيم كه حداقل دو معبد ديگر ، يكى در نجران به نام كعابا و ديگرى الابلاتدر جنوب مكه ، وجود داشته است . اما در داستان ما سه معبد كه بنات اللّه ( دختران اللّه ) ناميده شده‌اند و در نزديكى مكه قرار داشتند از همه مهم‌تر هستند : أللات ( به معناى بت‌ها ) در شهر طائف و به وسيله قبيله ثقيف بنا شده بود ؛ العزّى در نخله قرار داشت و به معناى « مقدس » بود و مشهورترين و مهم‌ترين به شمار مىرفت ؛ و منات ، به معناى خداى شانس و اقبال ، كه در قديد قرار داشت . البته اين خدايان همچون خدايان يونان باستان محسوب نمىشدند . آنها مظهر عشق يا نفرت يا جنگ و صلح نبودند و اگرچه دختران خدا ناميده مىشدند از آنها هيچگونه افسانه خاصى براى خدا و دخترانش ساخته نشده بود . آنها فقط مظهر ماوراء طبيعت بودند و روحانى به حساب مىآمدند . به همين دليل هيچكدام شكل خاصى نداشتند و در حقيقت ستون‌هاى سنگى بزرگى بودند كه به‌طور ايستاده در معابد قرار مىگرفتند . اعراب براى نامگذارى از اسامى مستعارى استفاده مىكردند كه به‌طور خلاصه معناى خاص خود را داشت ، مثل بنات الدهر ( دختران زمان ) كه معناى مجازى آن « بد اقبالى يا بدشانس » بود . بنات اللّه ( دختران خدا ) هم مجازا به معناى موجود روحانى بود . اعراب در هنگام پرستش اين ستون‌ها ( بت‌ها ) تنها به آنها به عنوان يك مظهر نگاه نمىكردند ، بلكه آنها را وسيله‌اى براى ارتباط ماورائى خود مىديدند . البته گفته مىشود كه اين سه بت ( بنات اللّه ) مظهرى از الهه‌هاى بارورى و نعمت در نزد زارعين نژاد قديمى سامى ( قبل از صحراگرد شدن ) بودند ، كه آنها را به نام آنات « 1 » و ايشتار « 2 » نامگذارى كرده بودند . 3

--> ( 1 ) - Anat ( 2 ) - Ishtar